الشيخ محمد آصف المحسني

145

مسايل كابل (فارسى)

هرچند ذبح نشده باشد و اين آيه فقط در مقام بيان عدم مانع بودن ذبح در جواز خوردن گوشت شكار است و هيچ نظارتى راجع به نجاست و طهارت دهن و لعاب سگ و شستن گوشت و عدم آن ندارد چنانچه نظارتى به غضبى بودن و مباح بودن ان گوشت ندارد تا كسى خيال كند كه خوردن گوشت شكار هر چند غصبى باشد جايز است و اطلاق كلام در فرضى محقق مىشود كه كلام به چيزى نظارت داشته باشد و قيدى براى آن نياورده باشد بنابراين آيهء مباركه با حديث شريفى كه سگ را نجس ميداند هيچ تعارض ندارد سگ نجس است و همان حصه‌اى از گوشت شكار كه به دهان سگ رسيده و مرطوب شده نجس است واجب است كه آن را تطهير نمود سپس خورد و ذبح نشدن آن حيوان شكار شده دليل حرمت گوشت آن نميشود . و همين قول در نظر نگارنده قوى است . و شايد به سوال شما كه خواهان تفصيل اسباب اختلاف مجتهدين شده بوديد جواب قناعت‌بخشى داده شده باشد و اما راجع به قسمت اخير سوال شما و يا بسوال دوم شما بايد تصريح شود كه بر خلاف پندار عوام و حتى شعار جمعى از دانشمندان كم‌اطلاع دلايل زيادى وجود دارد كه همه روايات صحاح سنة به قطعى الصدور از آنحضرت ( ص ) است و نه حجت شرعى بحسب ظاهر است بلكه احاديث مذكور مجموعه‌اى از احاديث معتبر و ضعيف و مجعول است كه دانشمندان دقيق النظر نبايد همه آنها را رد كند و نه همه را چشم‌بسته بپذيرد و حكم عقل و دين اينست كه در هر حديث بايد تحقيق كنند و روى دليل آن را قبول يا رد كنند فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ